با قطع کردن چندتا گل نمیتونی جلوی اومدن بهار رو بگیری..
ندا، ستار، نوید، مهسا، حدیث، نیکا، سارینا...
به نام تو که اسم رمز ماست
شب مهسا، طلوع صد نداست
بخوان که شهر، سرود زن شود
که این وطن، وطن شود
شباهنگام، میان کوچههاست
به در کوبد، که نوبت شماست
برادرم، که سنگر من است
چو سایهسار روشن است
دویدنش، فراخ سینهاش
چو جانپناه و مامن است
بر تن شاهدان، تازیانه میزنند
این ز جان خستگان پاره تن منند
به جای او، به قلب من بزن
جهان ترانه میشود
امان بده، ببوسمش به خون
که جاودانه میشود
بسته بالای سر گیسوان چه هیبتی است
کشتهاند هر که را راوی جنایتی است
سفر چرا؟ بمان و پس بگیر
ز جورشان نفس بگیر
بخوان که شهر سرود زن شود
که این وطن وطن شود