اینکه شرایط طوری باشه که مجبور باشی هر روز بی تفاوتی های کسی که نسبت بهش حس داری رو تحمل کنی چه درده کوفتی ایه دیگه؟ یعنی همه چیز چیده شده تا هر روز شکنجه بشی؟
از این که شنیدم خوبی خوشحال شدم! منطقی بخواهیم فکر کنیم کسی نیست که از توجه بدش بیادو اگر توجه دو طرفه باشه لذت بخش تر هم میشه! تا الان تجربه اش نکردم اما درک عذاب آور بودنش سخت نیست. پس موافقم!
لطف داری بی توجهی خیلی چیز سَمیه امیدوارم هیچ موقع این مورد رو تجربه نکنی.. البته آدم باهوش و منطقی ای بنظر میای.. خودت میگی تجربه ای نداشتی ولی قشنگ میفهمی داستانو.. نایس
سلام، نمیدونم خوبی یا نه، نمیدونم الان که دارم نظر مینویسم در چه حالی! خدا کنه خوب باشی... اما به نظرم چک کن ببین نازکردن دخترونه نیست؟ از بعضی چیز ها نمی ترسه؟ اما اگر اونا نبود، میدانم سخته، ولی قیدش رو بزن! اگر قیدش رو نزنی و پی یش رو بگیری شاید یه وقتی بره که دیگه خیلی سخت تر بشه فراموشش که نه اما خاطراتش رو بایگانی کرد یه گوشه از مغز و نادیده اش گرفت!
سلام. ممنونم که پرسیدی. خوبم :) نمیخوام بگم تشنه توجه ام.. ولی واقعا بی توجهی رو هم تاب نمیارم. و ترجیح میدم توی اون شرایط به خودم احترام بذارم و کنترل کنم احساساتمو. دوست داشتن کسی که توی نخ تو نیست بدترین و وحشتناکترین عذابه...موافقم که نباید بذاری کار بیخ پیدا کنه.
انگار افکار و احساسات تجربه شده ی خودم رو از قلم شخص دیگه ای میخونم! چقدر شبیه!
این یکی خودش از دلایلیه که بعد از این همه مدت باز از خوندن وبلاگا لذت میبرم.. چه افکار و احساساتشون شبیه من باشه چه یه چیز متفاوت تر.. یکی از هابی های دوست داشتنیمه.
امیدوارم هر کدوم از آدم ها که تجربه اش کردن یک تجربه شیرین بیاد که بشوره ببره!
ممنون از تعریفت!
امیدواررررم




از این که شنیدم خوبی خوشحال شدم!
منطقی بخواهیم فکر کنیم کسی نیست که از توجه بدش بیادو اگر توجه دو طرفه باشه لذت بخش تر هم میشه!
تا الان تجربه اش نکردم اما درک عذاب آور بودنش سخت نیست. پس موافقم!
لطف داری
بی توجهی خیلی چیز سَمیه امیدوارم هیچ موقع این مورد رو تجربه نکنی..
البته آدم باهوش و منطقی ای بنظر میای.. خودت میگی تجربه ای نداشتی ولی قشنگ میفهمی داستانو.. نایس
سلام، نمیدونم خوبی یا نه، نمیدونم الان که دارم نظر مینویسم در چه حالی! خدا کنه خوب باشی... اما به نظرم چک کن ببین نازکردن دخترونه نیست؟ از بعضی چیز ها نمی ترسه؟
اما اگر اونا نبود، میدانم سخته، ولی قیدش رو بزن! اگر قیدش رو نزنی و پی یش رو بگیری شاید یه وقتی بره که دیگه خیلی سخت تر بشه فراموشش که نه اما خاطراتش رو بایگانی کرد یه گوشه از مغز و نادیده اش گرفت!
سلام.
ممنونم که پرسیدی. خوبم :)
نمیخوام بگم تشنه توجه ام.. ولی واقعا بی توجهی رو هم تاب نمیارم. و ترجیح میدم توی اون شرایط به خودم احترام بذارم و کنترل کنم احساساتمو. دوست داشتن کسی که توی نخ تو نیست بدترین و وحشتناکترین عذابه...موافقم که نباید بذاری کار بیخ پیدا کنه.
انگار افکار و احساسات تجربه شده ی خودم رو از قلم شخص دیگه ای میخونم! چقدر شبیه!
این یکی خودش از دلایلیه که بعد از این همه مدت باز از خوندن وبلاگا لذت میبرم.. چه افکار و احساساتشون شبیه من باشه چه یه چیز متفاوت تر.. یکی از هابی های دوست داشتنیمه.
براش بجنگ
جنگ برای وقتیه میدونی طرف مقابل هم همون حس رو داره.ولی در کل من کع عادت ندارم زورکی یا با جنگ و خونریزی چیزی یا کسی رو بدست بیارم.