واقعیت اینه که جدیدا من بیشتر وقتایی که حالم خوب نیست میام اینجا مینویسم. بعد اونایی که اینجارو میخونن فکر میکنن اوضاع من دیگه خیلی خرابه.. حالا شایدم اوضاعم خراب باشه ولی همیشه هم در این حد غمگین و کسشعر نیستم.
میدونی چیه؟ ما آدم ها برای کمتر شدن اثر بار یک انرژی یا حس مثل ناراحتی یا شادی نیاز داریم که جایی یا فردی رو داشته باشیم. فرق نمیکنه دوست باشه یا از اعضا خانواده. برای شادی هامون اکثرا کسانی هستند که تقسیم کنیم باهاشون کم پیش میاد کسی نباشه، کم پیش میاد لازم باشه هیجان مون رو خیلی نشون ندیم! اما امان از غم… وای از وقتی که فکر میکنی اگر غم، درد یا حست رو با کسی که میشناسه تو رو به اشتراک بگذاری ممکنه ازش به هر نحو و به هرعنوانی استفاده کنه! اونموقع هست که یه جای مخفی برا خودت تدارک میبینی و اونجا حرف هات رو میزنی! به نظرم اینجوریه که اونا فکر میکنند اوضاع وخیمه...
من خیلی نمیدونم از لحاظ علمی یا روانشناسی چه اتفاقی داخل ذهن و بدنمون میفته ولی معمولا خودم اینطوریم که وقتی ناراحتم، افسرده ام، دلخورم یا هر مشکل دیگه، وقتی با دوست یا کسی که بهش اعتماد دارم حرف میزنم و مسئله ای که توی ذهنم هست رو عنوان میکنم، تحملش واقعا برام سبک میشه و خیلی وقتا ممکنه کامل رفع شه حتی.. حالا اگه اون مسئله طوری باشه که نخوام به کسی بگم ، یا حوصله نداشته باشم به کسی توضیح بدمو اینجا مینویسم. که باز کمک میکنه با شدت کمتری بهش فکر کنم. فکر کن کلمات چه قدرتی دارن! و همینکه بیانشون کنی چه تاثیری میتونن توی حالت داشته باشن. حالا این مسئله که خودتم بهش اشاره کردی خیلی مهمه که بدونی با چه کسی داری در و دل میکنی. نکنه طرف بعدا همین درد دلاتو بکنه نقطه ضعف و بکوبه توی سرت.. چون اون دیگه خیلی اتفاااق وحشتناکیه. و ممکنه باعث شه تو تا مدت ها نتونی به کسی اعتماد کنی و همه حرفات توی دلت میمونن..
وقتی خود روانشناس ها کارشون بر پایه حرف زدن هست فکر کنم خودش یه تایید علمی حساب بشه، اما منم نمیدونم چقدر صحت علمی داره!
آره دقیقا.
میدونی چیه؟ ما آدم ها برای کمتر شدن اثر بار یک انرژی یا حس مثل ناراحتی یا شادی نیاز داریم که جایی یا فردی رو داشته باشیم. فرق نمیکنه دوست باشه یا از اعضا خانواده.
برای شادی هامون اکثرا کسانی هستند که تقسیم کنیم باهاشون کم پیش میاد کسی نباشه، کم پیش میاد لازم باشه هیجان مون رو خیلی نشون ندیم!
اما امان از غم… وای از وقتی که فکر میکنی اگر غم، درد یا حست رو با کسی که میشناسه تو رو به اشتراک بگذاری ممکنه ازش به هر نحو و به هرعنوانی استفاده کنه! اونموقع هست که یه جای مخفی برا خودت تدارک میبینی و اونجا حرف هات رو میزنی! به نظرم اینجوریه که اونا فکر میکنند اوضاع وخیمه...
من خیلی نمیدونم از لحاظ علمی یا روانشناسی چه اتفاقی داخل ذهن و بدنمون میفته ولی معمولا خودم اینطوریم که وقتی ناراحتم، افسرده ام، دلخورم یا هر مشکل دیگه، وقتی با دوست یا کسی که بهش اعتماد دارم حرف میزنم و مسئله ای که توی ذهنم هست رو عنوان میکنم، تحملش واقعا برام سبک میشه و خیلی وقتا ممکنه کامل رفع شه حتی..
حالا اگه اون مسئله طوری باشه که نخوام به کسی بگم ، یا حوصله نداشته باشم به کسی توضیح بدمو اینجا مینویسم. که باز کمک میکنه با شدت کمتری بهش فکر کنم.
فکر کن کلمات چه قدرتی دارن! و همینکه بیانشون کنی چه تاثیری میتونن توی حالت داشته باشن.
حالا این مسئله که خودتم بهش اشاره کردی خیلی مهمه که بدونی با چه کسی داری در و دل میکنی. نکنه طرف بعدا همین درد دلاتو بکنه نقطه ضعف و بکوبه توی سرت..
چون اون دیگه خیلی اتفاااق وحشتناکیه. و ممکنه باعث شه تو تا مدت ها نتونی به کسی اعتماد کنی و همه حرفات توی دلت میمونن..
خیالت راحت چنین برداشتی نمی کنیم.
دست شما درد نکنه لطف میکنید.