خانومی حتی دیگه جواب نداد.
یاد اون پسر افغان توی اینستا افتادم که جوک میگه. میگفت: باز خوبه شما به یکی میگید دوست دارم، بهتون میگه: "مرسی"، من به یکی گفتم دوست دارم، بهم گفت: "عیب نداره!"
واقعا بدترین جواب "نه" نیست. این بی توجهی که وقتی هنوز مکالمه بسته نشده لفت بدی و دیگه سین نکنی خدائیش از "نه" گفتن خیلی بدتر نیست؟
آیا من که اینهمه صادقانه و مودبانه پا پیش گذاشته بودم سزاوار این نبودم کمی محترمانه تر برخورد بشه باهام؟ 

همیشه یه حالتی بدتر از اون چیزی که خودتو آماده کردی پیش میاد. وقتی این مدلی تموم میشه برای من مدت طولانی تری زمان میبره که قضیه رو هضم کنم..
البته بالاخره درست میشه.
در ضمن صائب 400 سال پیش به ما هشدار داده بود که "جگر شیر نداری سفر عشق مکن"
یه دختره ست که یه سالی هست تحت نظر دارمش.. البته اینجور که میگم شاید برداشت منفی کنید ولی تو رادارم بود دیگه. استوریاشو میدیدم گاها چیزای شخصی شو توی پیج کاری میگفت و از جاهایی که میرفت استوری میذاشت.. خلاصه منم بدون اینکه کوچیکترین علائمی نشون بدم فقط نگاه میکردم. حتی چیزی رو لایک نمیکردم! و فکر میکردیم خدائیش توی یه دنیای موازی چقدر این خانم همون خانومیه که من میتونستم باهاش کل عمرمو بگذرونم. کلا دو سال از من کوچیکتره. معلمه. و البته خب هنرمند هم هست. چیز میز درست میکنه و توی اینستا میذاره و میفروشه.. خیلی خودمونی و خوش اخلاق هم هست. من چی میخوام دیگه.
ولی خب مشکلات زندگی توی ایران که ریدم دهن اول تا آخر مسئولینش مگه میذاره ما نفس بکشیم؟ مگه میذاره ما پس انداز کنیم؟ مگه میذاره خایه کنیم و زندگی تشکیل بدیم؟ من خیلی فکر میکردم این مدت که آیا بهش بگم یا نگم؟
البته از این نمیترسیدم که برینه بهم و ریجکتم کنه.. اتفاقا بیشتر ذهنم درگیر این بود که اگه قبول کنه باید چیکار کنم؟ دلیل اینم که پا پیش نمیذاشتم همین بود..
طبق معیارهام اصلا منطقی نیست توی این وضعیت کیــری و تخـــــمی کشور و زندگی مون آدم بره دنبال تشکیل خانواده! ولی خب از طرفی هم هر روز داریم پیرتر میشم..
نمیدونم. خلاصه سرتون رو درد نیارم دلو زدم به دریا و یه طومار طولانی بهش دایرکت دادم!
اونقدر طولانی بودن حرفام که اصلا توی یه دایرکت جا نشد.. سه تا دایرکت شد :)))
میدونم این باعث میشه آدم عجیب بنظر برسه ولی خب من از این آدمهای سلام چطوری که نیستم.
اولش بهش گفتم که از کجا پیجشو دارم , دنبالش میکنم بعدش خودمو معرفی کردم، بعد راجع به خصوصیاتم گفتم، راجع به خط قرمزام و الی آخر.. خیلی طولانی شد خلاصه..
برخورد اولش صمیمانه بود. ازم خواست بیشتر راجع به شغلم براش توضیح بدم.
و منم توضیح دادم و گفت: این شیوه درآمد و شغلم براش غریبه! عین همین جمله..
منم گفتم یعنی کلا ترجیح میدی پارتنرنت شغل ثابت کارمندی داشته باشه؟ مثل خودت که معلمی..
و اونم گفت آره!
حالا بعدش منم یه مقدار بیشتر صحبت کردم و از کارم و دفاع کردم یه ذره و فعلا خانومی جواب نداده دیگه.
نگرانیش برای شغل رو درک میکنم. خیلی منطقیه که اگه معلمه دنبال یه کارمند مثل خودش باشه.. ولی خب منم کون خودمو پاره کردم که درآمد دلاری داشته باشم.
درسته که ثابت نیست ولی خب منم گاها توی یه ماه اندازه 4 تا معلم پول درمیارم! و درسته که کشورمون کیریه و ممکنه یهو پنج ماه نت قطع بشه و درآمد منم قطع بشه ولی وات یو کن دو؟ بصورت متوسط درآمد منم تقریبا همونه ولی بدون بیمه و سایر مزایا دیگه.. ولی خب اینو که نمیتونستم با این لحن بگم. خیلی ملیح گفتم من اگه فریلنسرم به خاطر انتخاب خودمه چون اینطوری بیشتر درمیارم. آزادی عملی بیشتری دارم..
و هنوز منتظرم جواب بده ولی خب تا همین جا هم حس میکنم خیلی تمایل زیادی نداره به ادامه صحبت. اشکال نداره. راستش این پیشنهاد و درخواست بیشتر از اون منظر بود که بعدها حسرتش رو نخورم. ولی حالا اگه قبول نکنه در آینده دیگه کونم نمیسوزه.
یک ثانیه هم حوصله آدمای مذهبی رو ندارم. جدیدا اینا افتخارشون این شده که از حکومت دفاع نمیکنن و با اینکه مذهبی ان ولی مذهبشونو نمیکنن تو کون بقیه.
فکر میکنن چون اینکارارو نمیکنن پس مندر کردن و باید توسط آحاد جامعه پذیرفته بشن!
خیلی هم عالی. مبارکتون باشه. بهتون تبریک میگم که اجازه ندادید تمام شعور و منطق تون در مذهب ذوب بشه(فعلا).. وری نایس.
ولی مشکل خیلی ریشه ای تر از این حرفاست..
تنها چیزی که توی زندگیم طبق زمانبندی جلو میره و ج ا موفق نشده جلوشو بگیره، پیر شدنمه.
دست و دلم به کار نمیره.. تنها 4 روز باقیمونده تا زمان تحویل پروژه.. ولی اگه امروز رو اسکیپ کنم قطعا تاخیر میخوره.. خسته م. کلا دیروزم خوب نخوابیدم. اصلا کیفیت لازم رو نداشت خوابم.
برم دو صفحه دیگه هم طراحی کنم و بعدش میرم گیم میزنم که ذهنم مشغول شه از این کلافگی درآد.
یه شیشه پاک کن جدید اکتیو خریدم و میزمو باهاش تمیز کردم... ببین انقدرررری بوش خوبه که انگار از بهشت اومده... هر بار بوش به مشامم میرسه پرت میشم به بچگیام.
نمیدونم اون آدامس پولای قدیمی رو کسی یادشه یا نه.. ولی یجورایی بوش شبیه به اوناست.

نمیدونم چرا وقتی مردم از یه سلبریدی خوششون میاد سعی میکنن تحت هر شرایطی اکلیک برینن براش. یا سفیدشوئی کننش. این قضیه عادل فردوسی پور که تازه ترند شده یه نمونه بارز از این مسئله ست. طرف چون عادل رو دوست داره به هر دری میزنه که سفیدش کنه.. چرا چون نمیتونه به خودش بقبولونه که یه آدم مادر جیندای حکومتی رو دوست داره.. برای من عادل فردوسی پور با اون مجری گوش تلخ پاورقی ابدا تفاوتی ندارن. بلکه عادل رو حتی مادر جیــــنداتر از اون میدونم. اون حداقل تکلیفش روشنه و چسبیده به یه ور.. نه اینکه مثل عادل هم از توبره بخوره هم از آخور.. ولی اصل حرفم اینه: بنظر من هیچ مشکلی نداره اگه ما به واسطه هنر یه شخص اونو دوست داشته باشیم و حالا بهردلیلی اون شخص مادرجیندا باشه! یعنی از نظر سیاسی سمت مخالف ما باشه.. محسن چاووشی هم موزیکای خفنی داشت ولی خب خودش کیفی از آب دراومد.. یا مثلا تتلو موزیکای خوبی داشت ولی از بعد شخصیتی یه آدم کســــخل بدرد نخور بود.. اینکه چون من هنر یه آدم رو دوست دارم دلیل نمیشه بشینم دفاع کنم از خود اون شخص. اصلا اینکه آدما سعی میکنن یه سلبریدی رو سفید کنن دلیلیش اینه که خودشون خودخواه و خود برتر بین هستن.. فکر میکنن همیشه انتخاباشون درسته... اصلا نمیتونن قبول کنن که ممکنه با تمام ادعاشون اشتباه کنن و از یه آدم مادر جیندا حمایت کنن.. آقا بپذیرید.. بپذیرید که یه آدم مادر جیندارو دوست دارید. این پذیرفتنه خیلی مهمه..سفیدش نکنید، شهامت داشته باشید و بپذیرید که به اشتباه و از روی تعصب از اون شخص دارید دفاع میکنید..
"مچکرم از همه اونایی که باعث شدن دنیای به جای زشت تری برای ما تبدیل بشه. دست تک تکشونو میبوسم که با سیلی زدن تو گوش خوبیا.
ما این وسط خیلی چیزا داشتیم که از بین رفت، اما مهم نیس. یه روزی همه چیز درست میشه و ماهم میشیم همون آدم خوبی که بودیم."
متن بالا رو من ده سال پیش نوشتم!! من ده ساله منتظر روزای خوبم..! و فقط اوضاع داره تخمی تر میشه هر روز.... مگه میشه آخه :)))))
حالم بده، مثل پسری که هزینه کرده ادکلن با یه بوی جدید گرفته ولی نیست اون دختره که بوشو تایید کنه..