برای منم سوال پیش اومد آخه تو دیگه چرا؟؟ من امروزو تحت تاثیر یه حجم عظیم از بار منفی گذروندم. هرچند اون شخص به تخمم نیست و شاید کلا تا حالا دو دقیقه بیشتر بهش فکر نکرده باشم، ولی خدائیش آدم خیلی دلسرد میشه میبینه یه عده جواب ادب و احترام رو با گوسالگی میدن. یعنی انقدر سخته بیشعور نبودن؟ اصلا به این فکر نمی کنید ممکنه رفتارتون حال دیگران رو بهم بزنه؟ اینو زشت نمی دونید؟
هنوزم به این معتقدم آدم با احترام گذاشتن هیچوقت کوچیک نمیشه..منتهی حقیقت اینه با این مردم باید مثل خودشون رفتار کنی، چون بیشترشون نمی فهمن.
داشتم نوشته های وبلاگ قدیمیم رو زیرو رو میکردم رسیدم به این! به به!
8 سال پیش به چیزایی فکر میکردم.. چقدر قشنگ و هدفمند میدیدم خودم رو توی 46 سالگی. بچه هامو که دیگه نگو اصلا. پارسا و پریسا...:)) زنمم دست پختش خوب بوده. و معلمم هست! آخ جون! :)) .ولی خدا وکیلی الان که فکر میکنم وقتی من خسته و کوفته با دو تا کیسه فریزر توی 46 سالگی میرسم خونه چرا زنم ماچم نمیکنه؟؟ خخخخ. سعی کردم خیلی واقع بینانه آینده رو تصور کنم.کتاب هم ترجمه میکردما.. یه ماشین اشتراکی هم داریم. ذهنمم فقیره بدبختی.
این متنی که در ادامه مطلب میبینید من 8 سال پیش نوشتم. تصور خودم از خودم توی 46 سالگی..
وقتی یه سفارشی رو میگیرم تا وقتی کارو تموم کنم و تحویل بدم دهنم سرویس میشه. مخصوصا وقتی طرف آشنا باشه، یا اینکه پول خوبی بخواد برای کارش پرداخت کنه. چون اونوقت هم توقع اون بالا میره. هم من وجدان درد میگیرم که حتما یه کاری تحویلش بدم که ارزش پولی که میپردازه رو داشته باشه. امروز من 4-5 ساعت درگیر کاری بودم که توقع داشتم نهایت 1 ساعت و نیم زمان میبره.. خودمو جروندم آخرشم نشد اونچیزی که توقع داشتم. حالا بدبختی اینجاست قول دادم فردا کل کاراشو تحویل بدم...
یکی بایدباشه که بتونه این تراژدی محض رو به یه کمدی ناب تبدیل کنه.
شاد زندگی کردن یه انتخاب نیست. خوب رفتار کردن به خیلی چیزا بستگی داره. خوشحال بودن با خواستن میسر نمیشه. خندیدن زورکی آدمو افسرده تر خواهد کرد. لبخندهای فیک آدمو غم انگیز تر میکنن. خوشبختی رو همینطوری ساده نمیشه حسش کرد. همینکه بخوای نمیتونی خوشحال باشی.
حق بده که افسرده باشم. حق بده کی بی حوصله باشم. بهم حق بده اگه نداشته هام باعث پرخاشگریم میشه گاهی. دنیا خیلی نامرده. زندگی بی رحمِ... پاییز کشنده ست...
هرچقدرم که به عنوان یه شخص سالم اندیش باشم. باید اقرار کنم که یه پسرم. و از اونجایی که جوهر مردانگی درم وجود داره گاها فکرایی به ذهنم خطور میکنه که در نوع خودش(!) خیلی جالب و مضحک و خنده داره و باحاله... :))) میدونید که چی میگم؟ خخخخ
من یکی از اون آدمایی هستم که همه ی آهنگای تیلور سوئیفت رو با گوش جان گوش کردم و واقعا لذت بردم از همه شون. اما این آلبومه یجوریه.. دیگه شبیه اون قبلیا نیست انگار :(
تازه توی یکی از آهنگاشم خودش میگه که:
old taylor cant come to the phone right now. cuz she is dead
+برم دِ(!) ویکند گوش کنم فعلا!
یکی از چیزای شگفت انگیزی که راجع به آدم ها وجود داره اینه که از فولاد سخت تر و از شیشه شکستنی تر هستن. جالب است!
یه زمانی بود آب و هوا تاثیر میذاشت رو حال و احوالم، الان ولی انگار حال و هوام تاثیر میذاره رو آب و هوا..
خلاف قانون، خلاف اخلاق..خلاف قانون، خلاف اخلاق. خلاف قانون، خلاف اخلاق. خلاف قانون، خلاف اخلاق. خلاف قانون. خلاف اخلاق.