-
اوکس توسین
یکشنبه 3 آذر 1398 06:48
من شبیه آدمی ام که سالهاست اوکس توسین توی بدنش ترشح نشده. من آدمی ام که سالهاست اوکس توسین توی بدنش ترشح نشده. من شبیه آدمی ام که سالهاست اوکس توسین توی بدنش ترشح نشده. من آدمی ام که سالهاست اوکس توسین توی بدنش ترشح نشده. من شبیه آدمی ام که سالهاست اوکس توسین توی بدنش ترشح نشده. من آدمی ام که سالهاست اوکس توسین توی...
-
یه شوخی زشت
یکشنبه 3 آذر 1398 02:37
حرف تازه ای ندارم. دارم سعی میکنم با مسائل و درگیری های ذهنیم کنار بیام. یه چیزی که خیلی رو مخم رفته همین وبلاگه.. توی این چند روز چاره ای نداشتم که مدت زیادی رو اینجا سپری کنم و راستش بدتر از اون چیزیه که فکرشو میکردم. دیگه دوست ندارم چیزی بنویسم و پست کنم. چون واقعا نمیتونم حرفی که دلم میخواد رو بزنم.. به طرز مسخره...
-
استاد مخالف لنگ به هوا
شنبه 2 آذر 1398 03:31
واقعیت اینه که بشدت دلم گرفته.. خیلی ناراحتم. دیشب یه پست بلند بالا نوشته بودم..ولی منتشر نکردم. دوست نداشتم اینارو بیان کنم ولی دلم از خیلیا پره..واقعا فکر نمیکردم بعضیا تا این حد خنثی باشن. فقط توی خوزستان نزدیک به شصت نفر کشته شدن. چطور ممکنه در همچین روزهایی خیلی ها بی تفاوت همچنان به روند زندگی عادی شون ادامه...
-
جنگل
جمعه 1 آذر 1398 03:46
جنگل شده بود این شهر با منظره های بکر یک جنگل خر تو خر علامه و روشن فکر دنیای بدون در دنیای پر از بن بست دنیای فقط در خواب دنیای سراپا مست از دهکده ی خونین از حمله آپاچی یک کوه جسد ماندو یک مشت تماشاچی که سوختو ساکت ماند با فاجعه بار آمد هی فصل زمستان شد هی گفت بهار آمد دندان به جگر دادو آرام لبش را دوخت با پای خودش...
-
از میان شعله ها
پنجشنبه 30 آبان 1398 11:57
خورشید دوباره طلوع خواهد کرد در سرزمین تاریکی ها شیطان خوشحال از بوی ترس ماست اما با دروغ نمیتوان جلوی نور ایستاد وقتی دنیا داخل شعله ها افتاد ما دوباره به پا میخیزیم بگذار هرج و مرج بیاید، این پایان ما نخواهد بود بدون شک دنیایی تازه از درونش آغاز می شود و ما روشنایی چراغی که روشن کرده ایم را می بینیم وقتی که طوفان...
-
شب و خون
پنجشنبه 30 آبان 1398 04:04
ساعت های کشنده ای رو گذروندم. من توی وضعیت عادی هم خیلی آدم خوشحالی نیستم. کافیه یه موضوعی درمیون باشه و بشینم یه گوشه و بیشتر فکر کنم.. راحت میتونم خودمو تا مرز دیوونگی برسونم. این قضیه هم چیزی نیست که بتونم باهاش کنار بیام.. در کل هرچقدر بیشتر فکر میکنم بیشتر حالم میگیره. واقعیت واقعا دیگه برام قابل تحمل نیست. هیچ...
-
خیلی قشنگ و عالی
چهارشنبه 29 آبان 1398 04:34
خیلی عصبانی ام و خیلی خودخوری میکنم. مامان و برادر بزرگه رو هم دیگه عاصی کردم. خیلی سعی میکنن حرف هایی بزنن که آرومم کنن ولی خودشون خبر ندارن یکی از این چیزایی که داره منو آزار میده همین بی تفاوتیه ست.. که من واقعا نمیدونم چطوری و با چه سرنگی توی خون این مردم ازجمله خانواده خودم تزریق شده. اصلا انگار نه انگار..خیلی...
-
ننگ است و ننگ؛ شرم است و شرم
دوشنبه 27 آبان 1398 22:36
اینکه مجبورم بعد از مدتها صرفا از روی اجبار اینجا بیام و سعی کنم ارتباطی با دنیای مجازی برقرار کنم به هیچوجه برام خوشایند نیست. معتقدم اگر بخاطر بی عرضه گی خودم و تمام این مردم نبود هیچوقت کار به اینجا نمیرسید که این حکومت مستبد برای سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز دست به هر کاری بزنه. در این حکومت مردم تا وقتی خوب و شریف...
-
شل کن عزیزم
شنبه 29 تیر 1398 02:28
یکی از نقطه ضعف هایی که میشه گفت درون وجود همه انسان ها هست اینه که همه شون به سختی و با مقاومت بسیار واقعیتی که برخلاف میلشون باشه رو میپذیرن.
-
نیر
دوشنبه 13 خرداد 1398 15:32
دوست عزیز من، نیر جان سلام. سالهای زیادی ست که مثل یه موهبت بزرگ در زندگی من حضور داشتی. من سرشار از خاکستری بودم و تو سرشار از آبی و سبز و نارجی ها.. تو تنها موهبتی بودی که به زندگی خاکستری من رنگ میداد.حرف زدن با تو -هرچند کم و کوتاه- مهمترین و شیرین ترین اتفاقی بود که میتوانست من را از دست آن روزهای سرد و بی روح...
-
ساده و پیچیده
دوشنبه 13 خرداد 1398 01:07
وقتی کسی میگه عاشق گربه ست. مشخصا یعنی گربه هارو دوست داره و بهشون عشق میورزه. ولی اگه کسی گفت عاشق جوجه ست. یا عاشق ماهیه. دیگه منظورش عشق ورزیدن نیست..یعنی از خوردنشون لذت میبره. توی زبان ما خیلی بیشتر از اینکه خود کلمات مهم باشن منظور مهمه. حتی اگه همه راستگو بودن بازم نمیشد آدمهارو براساس حرف هایی که میزنن شناخت..
-
ای بابا
شنبه 11 خرداد 1398 15:21
فرقی نمیکنه ماشینی که بهش تکیه دادی و منتظر کسی هستی پراید باشه یا لامبورگینی.. وقتی صاحبش برسه یه حس غرور و افتخار بهش دست میده که گویا وصف شدنی نیست.
-
نجات دهنده مرده است
سهشنبه 10 اردیبهشت 1398 23:08
فکر کردن و به نتیجه ای نرسیدن خوراک هر روز و هرشبمه. فکر کردنای من همیشه منتهی میشن به یه مرداب تاریک سرد و پر از وحشت. به خودم که میام وسط مردابم. دست و پا میزنم. میمیرم. این تجربه ها تمومی ندارن هیچوقت. تو واقعیت روزهای بد زیادی رو گذروندم. تو ذهنم روزای بدتر..بی دلیل نیست که از آدمها فاصله میگیرم. بی دلیل نیست که...
-
بوی ماه فروردین
پنجشنبه 1 فروردین 1398 02:47
عیده.. هه. چه جک قشنگی! نود و هفت از تخمی ترین سالهای زندگیم بود. و به حدی افتضاح بود که بعید میدونم 98 بتونه حتی ذره ای شبیه به نود و هفت باشه. مشکلات بسیاری رو پشت سر گذاشتم... وقاعدتا از این به بعد باید همه چیز بهتر بشه. تلاش بیشتری باید بکنم. باید امیدوار باشم. و ببینیم چی میشه دیگه.
-
فی البداهه وار
یکشنبه 21 بهمن 1397 02:47
من آدم فی البداهه ای نبودم. نیستم و نخواهم بود. برای فی البداهه ترین کارها هم زمان لازم دارم.
-
نگم برات
شنبه 6 بهمن 1397 18:13
گاه گداری باید بیام اینجا در حد دو کلمه ام که شده از زندگی گوهیم بنویسم. راستش اوضاع هیچ خوب نیست. wasted ام در حد تیم ملی. توی این گوه بازاری سع میکنیم بگذرونیم فع لا.
-
27
شنبه 22 دی 1397 03:30
اهم اهم. 27 ساله شدم. و خیلی دوست ندارم راجع به جزئیاتش صحبت کنم. 26 سالگیم بدون شک پر از تجربه های سخت بود. یه دوره خیلی طولانی رو درگیر یه سری اتفاقات سخت بودم. اتفاقات سیاهی که در مقایسه با هر اتفاقی بدی بدتر بود. و خداروشکر اون دوره گذشت و تموم شد رفت. حالا با اینکه مشکلات دیگه فراوان هستن ولی خب در مقایسه با اونی...
-
کار بد نتیجه خوب
یکشنبه 16 دی 1397 15:03
بعضی وقتا باید برای اینکه به جاهای خوب برسی باید از مسیرهای بد رد بشی.. بعضی وقتا برای اینکه به نتیجه درستی برسی حتما باید یه سری کارای بد انجام بدی..
-
فجیع ترین ترین ها
سهشنبه 11 دی 1397 15:22
حتی اگه یاد گرفتی که توی باتلاق زندگیتو ادامه بدی، بدون دست و پا زدن و نجات دادن خودت، بد نیست بعضی وقتا باتلاقتو عوض کنی... میگیری چی میگم که؟
-
گناه واقعیت
سهشنبه 11 دی 1397 15:18
بعضی وقتا که گناهکار نبودم هم بدم نمیومد یکمی گناهکار باشم...انجام دادن گناه خودش جسارت میخواد. البته منظورم از گناه این صوحبتای توی دین نیستا..
-
قبل از هرکسی با خودت بجنگ
چهارشنبه 5 دی 1397 13:52
بنظرم بدترین و بزرگترین بلایا در طول زندگی آدم توسط خودش به سر خودش میاد.
-
رویا
یکشنبه 4 آذر 1397 23:54
امروز Soap رو دیدم. یعنی با بچه ها رفتیم گیم نتش. کفم برید! فک کنم یه چیزی تو مایه های 300 میلیون هزینه کرده بود. سیستما خدا.. تجهیزات در حد تیم ملی... هفت-هشت سال پیش همه ما جزو بچه های امین بودیم! امین کسی بود که صاحب گیم نت بود اونزمان، ما هم مشتری هاش.. چهار، پنج سال پیش امین گیم نتشو فروخت. ما هم دیگه پخش شدیم....
-
به نام چاوشی
پنجشنبه 17 آبان 1397 05:24
من دوران دبیرستان و قبل تر یه فن دو آتیشه محسن چاوشی بودم.دوسش داشتم، اصلا عکساشو میدیدم کیف میکردم. اونزمان برای اولین بار که آلبوم یه شاخه نیلوفر رو بعد از چندتا آلبوم زیرزمینی، بصورت قانونی منتشر کرده بود من از داداشم پول گرفتم و رفتم ارجینال خریدم. برای مدت زیادی محسن چاوشی حرف اول رو توی موسیقی دنیای من میزد و...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 13 آبان 1397 05:40
آقای ب و بردارش امروز سر جمع نزدیک 30 بار زنگ زدن. یعنی 30 تا میس کال. آخه اونروز که رفتم نگارستان(چاپخونه آقای ب) دیدمش و صحبت کردیم گفتش که از طراحش راضی نیست و ازم پرسیدمیتونم برم اونجا دوباره؟ من اونجا بودم گفتم آره میام ولی این حسابی که داریم رو تسویه کن کامل. اونم قبول کرد. قرار بود فرداش پولمو بریزه که بازم...
-
بی مصرفی تا چه اندازه؟
شنبه 12 آبان 1397 02:48
امروز مامان یه چیزی ازم خواست که انجام ندادم. جایی دعوتش کرده بودن شام. که دور بود و اگه میرفتیم دیگه شب رو باید میموندیم. من قبول نکردم. با اینکه دو بار بهم گفت. و اون لحظه میدونستم خیلی خوشحال میشه اگه باهاش برم ولی خب. نبردمش..بعدش که دیگه عصر شدو هوا تاریک شد مامان خیلی ازم ناراحت شد. امید بهم گفت یه شب بود دیگه....
-
مچاله
شنبه 12 آبان 1397 02:34
حس بدی دارم خسته م بی حوصله دلم تاریک نگاهم سرد فکرم مشغول ذهنم درگیر اعصابم خط خطی حالم گرفته مخم تعطیل
-
موقعیت نوشت
پنجشنبه 10 آبان 1397 03:38
روزهائیه که فقط the voice دیدن یکمی بهم مزه میده. و البته Shameless دیدن به عشق فرانک. بسته اینترنتم تموم شد اون 72 گیگیه. ایرانسلم که حسابی ریده تو قیمت بسته هاش. چند روزی در تقلا بودم یه خط رایتل بگیرم. چون قیمت بسته هاش خیلی بهتره به نسبت.که اونم چند بار سر زدم نمایندگیش بسته بود. بعد رفتم امورمشترکینش گفت سیمکارت...
-
smile
چهارشنبه 9 آبان 1397 04:47
من هیچوقت از اون آدمهایی نبودم که بدونم لبخندم کسی رو خوشحال میکنه و اونو ازش دریغ کنم. ولی از اون آدمهایی بودم که لبخندش هیچکس رو خوشحال نمیکنه. :)
-
دنیای وارونه
دوشنبه 7 آبان 1397 00:31
انگار که یه قانون باشه. همیشه خدا باید جواب توجه رو با بی توجهی بگیرم. و جواب بی توجهی رو با توجه! تخمی تر از این نمیشه والا :(
-
مهری
جمعه 20 مهر 1397 11:08
مهر رو با همه بی مهریاش دوست داشت!